موهاجرت از قبرستانهای متروکه نیریز!
در روزنامه نیریزان خوانده کردم این روزها در نَیریز عجیبترین دعوای تاریخ راه افتاده. شهرداری و اَوقاف افتادهاند بَ جان هم؛ سرِ چی؟ سرِ قبرستانهای متروکَه!
دیروز ایستَه کرده بودم کنار همان قبرستان قدیمی، دیدم اربابان مسئول با متر افتادهاند وسط قبرها. یَکی گفتَه مَکوند: «این خاکه مالِ من است برای فضای سبز»، آن یَکی میگوید: «نخیر! سندش بَ نام من است، اینجا باید اَجارهاش را بدهی!»
جلو بَرفتم و بَگفتم: «خداوکیلی شما با این مردههای بیچاره چَکار دارید؟ مگر آنها هم سند تکبرگ دارند یا میخواهند اجاره بدهند؟»
خندهدارترش اینجاست که گفتَه میکردند اَوقاف رفته سراغ زمینهای پولساز؛ یعنی همانجا که بغل سرک و بولوارها است و میشود ازش اَجاره بَگرفت. شهرداری هم ماندَه با کلی استخوان و قبرِ قدیمی که هیچ سودی ندارد و فقط خرج ساخت و ساز روی دستش میماند. قشنگ معلوم است که دعوا سر گوشتِ قربانی است؛ اَوقاف فیله و راسته را برداشته، قلم و استخوان را گوذاشته برای شهرداری!
بَ اربابان بَگفتم: «برادرِ من! با این فرمانی که شما میروید، فردا که ما هم بَ آن دنیا روان شدیم، اول باید بَرویم بونگاه املاک، برای قبرمان اَجارهنامه بَنویسیم، بعد که خیالَشان راحت بَشد که سند بَ نام کیست، آنوقت اَجازه میدهند آرام بخوابیم!»
آخرش هم بَ ارباب کندَهکاریام گفتَه کردم: «ارباب! دلم بَ حال مردهها میسوزد. فکر کونم تنها دلیلی که اینها هنوز توی قبرهایشان آرام هستند، این است که نَمیدانند اربابان مسئول ما چَطور دارند سر وجببَوجب خاکشان با هم چک و چانه میزنند؛ وگرنه حتماً بولند میشدند و از این قبرستانها موهاجرت میکردند!»