کاریکلّهماتورهای محمد جاوید
- مجانی برایم پاپوش دوخت، رقیبم.
- اگر بخت یارت باشد، به هیچ یاری نیاز نداری.
- لحاف دوز پنبهٔ همه را میزند.
- لباس عافیت برایش خیلی گران تمام شد.
- از من «دلسرد» شده بود، با صحبت هایم «دلگرمش» کردم.
- ساعتم «خوابیده» بود، «بیدارم» نکرد.
- دنبال قرص ماه بود، مشابهش گیرش آمد.
- در دل «دریایی»اش تردد کشتیها! زیاد است.
- طلا که «ریزش» کرد، طلا فروش خانه «خراب» شد.
- فروشنده وقتی «پیادهام» کرد بر خر مراد «سوار» شد.
- سواد نداشت، غلطهای زیادی میکرد.
نظر شما