تعداد بازدید: ۷۷۸
کد خبر: ۲۷۲۷۸
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 10 October
شهر فرنگ

وقتی ترس، ایرانی می‌شود

فیلم ترسناک بررسی ۳ فیلم ترسناک و موفق ایرانی
نویسنده : محمد جلالی

سینمای ایران با ژانر وحشت رابطه‌ای عجیب و پرتناقض دارد. سینمایی که در بسیاری از دوره‌ها با محدودیت‌های تولید، ممیزی و دشواری‌های نمایش مواجه بوده، کمتر فرصت پیدا کرده است تا وحشت را به یک جریان مستمر و جدی تبدیل کند. با این حال، هر بار که سینماگران ایرانی به سراغ ترس رفته‌اند، نتیجه گاهی چیزی فراتر از یک فیلم سرگرم‌کننده بوده است. آنها ناخواسته به سراغ ترس‌هایی رفته‌اند که ریشه در حافظه جمعی و فرهنگ ایرانی دارند.

شب بیست‌ونهم

شب بیست‌ونهم ساخته‌ی حمید رخشانی یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست. فیلم در زمانی ساخته شد که ژانر وحشت در سینمای ایران هنوز جایگاه تثبیت‌شده‌ای نداشت. نقطه قوت آن نیز نه در تقلید از سینمای وحشت غرب، بلکه در استفاده از باور‌ها و افسانه‌های بومی است. ترس در اینجا از موجودی ناشناخته می‌آید که برای مخاطب ایرانی غریبه نیست. «آل»، خانه قدیمی، شب و ترس از اتفاقی که ممکن است برای زن باردار رخ دهد، از عناصر فرهنگی آشنایی هستند که در ناخودآگاه جمعی ایرانیان حضور داشته‌اند.

شاید همین مسئله توضیح دهد که چرا بعضی از فیلم‌های قدیمی وحشت ایرانی، با وجود فاصله تکنیکی با سینمای امروز، هنوز می‌توانند حس اضطراب ایجاد کنند. ترس همیشه محصول جلوه‌های ویژه نیست. گاهی کافی است مخاطب چیزی را نشناسد، اما احساس کند آن چیز به زندگی و باور‌های خودش نزدیک است.

خوابگاه دختران

چند سال بعد، «خوابگاه دختران» ساخته محمدحسین لطیفی همین مسیر را با زبان عامه‌پسندتری ادامه داد. دو دختر جوان، یک خانه قدیمی، ساختمانی متروکه و مجموعه‌ای از شایعات، مصالح اصلی داستان را شکل می‌دهند. فیلم از یک فرمول ساده استفاده می‌کند، اما موفق می‌شود میان وحشت، تعلیق و طنز تعادل برقرار کند. «خوابگاه دختران» نشان داد که فیلم ترسناک ایرانی می‌تواند در عین حفظ ویژگی‌های بومی، مخاطب گسترده‌ای را هم با خود همراه کند.

پستچی سه بار در نمی‌زند

اما «پستچی سه بار در نمی‌زند» حسن فتحی مسیر دیگری را انتخاب کرد. اینجا ترس تنها از یک روح یا موجود ناشناخته نمی‌آید. خانه، گذشته، خشونت و راز‌های خانوادگی به یکدیگر گره می‌خورند و تاریخ به بخشی از وحشت تبدیل می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که می‌توان از ژانر وحشت برای بازخوانی گذشته نیز استفاده کرد. خانه در این فیلم فقط یک مکان نیست. انگار حافظه‌ای زنده است که اتفاقات گذشته را در خود نگه داشته و اجازه نمی‌دهد آنها دفن شوند.

این سه فیلم، با وجود تفاوت‌های جدی، یک ویژگی مشترک دارند. هر سه تلاش می‌کنند چیزی آشنا را ترسناک کنند. خانه، خوابگاه، خانواده، باور‌های عامیانه و حتی گذشته تاریخی، همگی عناصر آشنای زندگی ایرانی هستند. درست از همین نقطه است که وحشت شکل می‌گیرد.

با وجود این، تجربه‌های موفق نشان می‌دهند که ایران برای ساختن سینمای وحشت، بیش از آنچه تصور می‌شود، ماده خام در اختیار دارد. از افسانه‌های عامیانه و قصه‌های جن و آل گرفته تا خانه‌های متروک، آئین‌های سوگواری، قبرستان‌های قدیمی، قصه‌های خانوادگی و ترس‌هایی که نسل‌به‌نسل منتقل شده‌اند.

وحشت ایرانی، اگر روزی به شکل جدی متولد شود، احتمالاً از همان جایی خواهد آمد که خاطره و خرافه، تاریخ و خیال، واقعیت و کابوس به هم می‌رسند.

دیدن دوباره‌ی این سه فیلم را به شما توصیه می‌کنیم.

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها