تعداد بازدید: ۱۸
کد خبر: ۲۷۳۷۱
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۵ - 2026 23 October

دردهای انباشته‌ی کشور از کجا آمده است؟

از مشکلات ریشه‌ای کشور ما که به تفکر مسئولان و مردم راه یافته، یکی هم این است که خود را در همه مسائل کارشناس می‌دانیم و نظر می‌دهیم و در عین حال به نظر کارشناسان و متخصصانِ واقعی توجهی نمی‌کنیم.

یک کارشناس در زمینه تخصصی خود گام‌های زیادی از جامعه و دیگران جلوتر است. او درس خوانده و مطالعه کرده و تجربه اندوخته و از وجودش مایه گذاشته تا در رشته‌ای متخصص بشود و به همین واسطه از دیگران جلوتر است و بیشتر می‌فهمد و زودتر متوجه می‌شود و عمیق‌تر درک می‌کند و خطرات را پیش از وقوع، هشدار می‌دهد و آنچه را که دیگران در آینه نمی‌بینند، در خشت خام می‌بیند.

یک مهندس عمران در همان روز‌های اولِ پی‌کنی و بتن‌ریزی و دیوارچینی، دست روی نواقص می‌گذارد و ساختمانِ نساخته را می‌بیند و سستی بنا را هشدار می‌دهد.

همین است یک پزشک که هشدار می‌دهد که اگر در جوانی چنین و چنان کنید، در میانسالی و پیری چنین و چنان می‌شوید؛ و به همین ترتیب یک متخصص اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی نیز درد‌های جامعه را پیش از وقوع می‌بیند و هشدار می‌دهد.

اما در بیشترِ این موارد شاهد بوده و هستیم که نظر کارشناسی و تخصصی دیده و شنیده نمی‌شود و کار آن می‌شود که نباید.

در مقابل، اما همه در گفت‌و‌گو‌های روزمره و در گروه‌های مجازی درباره زمین و زمان و پزشکی و اقتصاد و سیاست و فرهنگ و مذهب و کائنات نظر می‌دهیم و خود را همه‌چیز‌دان می‌دانیم تا آنجا که اگر کسی مخالفِ جدی سخنان و نظرات ما شد رنجیده می‌شویم و کار به بحث و جدل و یارکشی و دعوا و مرافعه می‌کشد.

این درد‌های انباشته‌ی کشور که اکنون با آن مواجهیم و وطن را در آستانه بحران‌های بزرگی، چون جنگ، نابودی زیرساخت‌ها، تجزیه، فروپاشی اقتصاد، قحطی و بحران‌های زیست‌محیطی می‌بینیم نتیجه همین رویکرد است که اگرچه در نظام مدیریتی کشور، کارشناسان دلسوزی وجود دارند، اما جایگاه اثرگذاری ندارند و در عمل نظر آنها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

وقتی بحران‌ها یکی پس از دیگری رخ می‌نماید، این جمله را از زبان کارشناسان همواره می‌شنویم که: «ما گفتیم، اما کو گوش شنوا!»

دردآور این که بیشترِ کارشناسانِ دلسوز به سیاه‌نمایی و آب به آسیاب دشمن ریختن و عاملیت بیگانه متهم و مجبور به دم فروبستن و خون دل خوردن و بغض فرو دادن می‌شوند.

نمونه‌های روشنِ بی‌توجهی و کم‌محلی به نظر کارشناسان فراوان است. یکی همین برنامه‌های پنج ساله توسعه که کارشناسان زیادی روی آن نظر داده و به تصویب رسیده، اما دریغ از اندکی نزدیک شدن به افق‌هایی که تصور می‌کردند و کشور را اقتصاد اول منطقه و قدرت سوم جهان می‌خواستند.

حالا ما کجا هستیم و کشور‌های همسایه کجا؟ ارزش پول ما چقدر است؟ آن برنامه‌ها چه شد؟ وعده‌ها به کجا رسید؟

کس نمی‌گوید که یاری داشت حقِّ دوستی

حق‌شناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟

این روز‌ها در شبکه‌های اجتماعی دعوای دیگری در جریان است. حالا که کشور به این روز‌ها رسیده، هر کس دیگری را متهم می‌کند که مقصر شما هستید. چه آنها که طرفدار مذاکره بوده‌اند و چه آنها که بر طبل جنگ می‌کوبیدند. همچنان هم همه نظر کارشناسی می‌دهند و همچنان هم کارشناسان و متخصصان واقعی و دلسوز در خاموشی و انزوای خویش نظاره‌گرند.

لعلی از کانِ مُروّت برنیامد سال‌هاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

گویِ توفیق و کرامت، در میان افکنده‌اند

کس به میدان در نمی‌آید، سوار‌ان را چه شد؟

بدرود

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها