نسل جدید اسرائیل تندروتر است/ ۷ اکتبر به بقای دولت نتانیاهو نیز کمک کرد/ مخالفین نتانیاهو در صورت رأی آوردن با آمریکا هماهنگترند
نتانیاهو سالهای طولانی نخستوزیر بوده و در گذشته بهعنوان چهرهای برخوردار از توانایی تأمین امنیت شناخته میشده است. موقعیت او در مقاطعی بسیار مستحکم بود و فاصلهاش با دیگر چهرههای سیاسی برای رهبری اسرائیل قابل توجه به نظر میرسید. انتخابات مجلس اسرائیل روز ۲۷ اکتبر در شرایطی برگزار میشود که حمله ۷ اکتبر، جنگ غزه، تقابل نظامی با ایران و اختلافات داخلی بر سر مسائلی مانند سربازی حریدیها، فضای سیاسی آن را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی فقط این نیست که آیا بنیامین نتانیاهو قدرت را حفظ خواهد کرد یا نه؛ مسئله مهمتر این است که جامعه اسرائیل پس از این تحولات به چه سمتی حرکت کرده و تغییر احتمالی دولت / کابینه چه اثری بر سیاست خارجی تل آویو خواهد گذاشت.
در زیر گزیده گفتگوی عصر ایران با احمد زیدآبادی روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی در مورد تغییرات عمیق در نگرش جامعه اسرائیل پس از ۷ اکتبر آمده است:
- ۷ اکتبر جامعه اسرائیل را بهشدت تکان داد و تأثیرات عمیقی بر ذهنیت مردم این کشور گذاشت. در اسرائیل، معمولاً بیش از نیمی از جمعیت یا دستکم بخش بزرگی از آن، از یافتن راهی مسالمتآمیز برای همزیستی با فلسطینیها، از طریق جدایی سرزمینی یا راهحل دوکشوری، حمایت میکردند. اما ۷ اکتبر بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل را به سمت تندروی بیشتر سوق داد و باعث شد بسیاری از مردم نسبت به امکان همزیستی با فلسطینیها بدبین شوند. در نتیجه، تعادل پیشین در افکار عمومی اسرائیل تا حد زیادی از بین رفته و گرایش به جریانهای تندرو و افراطی افزایش یافته است. به نظر میرسد راهحل دوکشوری اکنون طرفداران بسیار کمتری در جامعه اسرائیل دارد و حمایت از آن به حدود یکچهارم جمعیت یا کمتر رسیده است. با این حال، مسئله اینجاست که راهحل جایگزین روشنی نیز وجود ندارد.
- از نظر سیاسی، ۷ اکتبر به بقای دولت نتانیاهو کمک کرد. دولت او پیش از این واقعه با بحرانهای جدی و اعتراضات خیابانی گسترده روبهرو بود، اما جنگ و شرایط امنیتی پس از آن به او امکان داد تا حدود زیادی در قدرت باقی بماند.
- نحوه مواجهه نتانیاهو با حمله ۷ اکتبر به یکی از نقاط ضعف او تبدیل شده است. منتقدانش معتقدند که او تهدید را نادیده گرفته، ابعاد آن را بهدرستی ارزیابی نکرده و نتوانسته است واکنش مناسبی در برابر آن نشان دهد.
- نارضایتی از نتانیاهو وجود دارد، اما این نارضایتی به معنای تغییر کامل نگاه جامعه اسرائیل به او نیست.
- جنگ با ایران در جامعه اسرائیل به اندازه برخی مسائل دیگر محل مناقشه نیست و به نظر میرسد در این زمینه توافق بیشتری وجود دارد. حتی درباره جنگ غزه نیز نارضایتی عمومی لزوماً به معنای مخالفت گسترده با اصل جنگ نیست. آنچه بهویژه برای نتانیاهو محل انتقاد قرار گرفته، مسئولیت او در پیشگیری از حمله ۷ اکتبر و ناتوانی در پیشبینی آن است.
- در مورد ایران نمیتوان صرفاً بر اساس تغییر نخستوزیر نتیجه گرفت که سیاست اسرائیل الزاماً دگرگون خواهد شد. باید دید دولت جدید چه ترکیبی خواهد داشت و چه سیاستی را در عمل دنبال خواهد کرد.
با این حال، یکی از پیامدهای احتمالی تغییر دولت در اسرائیل میتواند به روابط این کشور با دیگر کشورهای منطقه مربوط باشد؛ موضوعی که از منظر ایران نیز اهمیت دارد.
- به نظر من، [با تغییر دولت در اسرائیل]در چشماندازی که اکنون میتوان ترسیم کرد، لزوماً دلیلی وجود ندارد که سطح تنش اسرائیل با قطر و ترکیه افزایش یابد. حتی اگر ائتلاف جدید بخواهد در قبال مسئله فلسطین مقداری نرمش نشان دهد، این احتمال وجود دارد که روابط اسرائیل با این دو کشور و همچنین مجموعهای از کشورهای عربی مانند مصر، عربستان و اردن بهتر شود.
در چنین شرایطی، تغییر دولت در اسرائیل ممکن است از این جهت برای جمهوری اسلامی مسئلهساز باشد که اگر ایران بخواهد سیاستهای فعلی خود را ادامه دهد، احتمال دارد در منطقه تنهاتر شود و برخی کشورهای منطقه همگرایی بیشتری با اسرائیل پیدا کنند.