رنج سالمندان از داروهای گران
عقربهها ساعت ۹ صبح را نشان میدهد، مقابل یکی از داروخاههای نیریز پر از چهرههایی است که رد سالها زحمت بر خطوط پیشانیشان جا خوش کرده است. دستهای لرزانی که نسخههای کاغذی یا کدهای پیگیری بیمه الکترونیک را فشردهاند و منتظرند کارشان انجام شود. قرار بود سالهای بازنشستگی، دوره فراغت و آرامش نسلی باشد که دههها در این شهر عرق ریختهاند؛ اما امروز دغدغه اصلیشان، نه سفر و همنشینی با نوهها، بلکه بازی تلخ حسابوکتاب میان هزینه بقا و بهای دارو است.
نبرد نابرابر سالمندان با نسخهها
حاجعلی، بازنشسته ۶۸ سالهای که سالها در بخش خدمات یکی از ادارات شهرستان کار کرده، با عینکی قدیمی در حال بررسی رسید چاپی داروخانه است. او برای دریافت داروهای فشار خون، دیابت و چند مسکن مفاصل مراجعه کرده است.
با لحنی آرام، اما آکنده از حسرت میگوید:
«فشار زندگی و پذیرایی از عروس و داماد و نوهها از یک طرف، غم و غصه گرفتن مراسم عروسی برای فرزند آخرم از یک طرف، و نگرانی از تأمین هزینه داروها، ما را از پا در آورده است. همین سه قلم داروی همیشگی؛ لوزارتان، متفورمین و گاباپنتین برای پادرد. تا چند ماه پیش با فرانشیز بیمه کل نسخه میشد حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان؛ امروز صندوقدار فیش ۶۰۰ هزار تومانی به دستم داد و گفت بخشی از دارو با برند موجود در تعهد بیمه نیست یا سهم بیمه کم شده است. تازه اگر همه اقلام در نیریز گیر بیاید و مجبور نشویم برای یک قلم انسولین یا داروی تخصصی تا فسا یا شیراز برویم.»
حاجعلی تنها نیست. این داستان تکرارشونده بیشتر سالمندانی است که در نیریز با بیماریهای مزمن دستوپنجه نرم میکنند. در سالهای اخیر، تغییرات ارزی و اصلاح مکرر قیمت مصوب دارو موجب شده داروهای پرمصرف کنترل دیابت، فشارخون و مسکنهای دردهای عصبی- عضلانی سالمندان با افزایش چشمگیر قیمت مواجه شود؛ بهطوریکه دارویی مثل گاباپنتین یا برخی اقلام قلبی در بازار دارویی و با برندهای مختلف تا دو یا سه برابر افزایش قیمت را ثبت کرده است.
درآمد ثابت در برابر تورم بیمهار
اعداد رسمی وضعیت را شفافتر توضیح میدهد؛ اما پشت هر عدد، سفرهای است که کوچکتر میشود. حداقل مستمری کارگری و کشوری در سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۶.۶ تا ۱۶.۸ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی که در نگاه اول رشد داشته، اما در تقابل با تورم عمومی بالای ۵۰ درصد و گرانی ماهانه اقلام خوراکی و دارویی، پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام میشود.
مریمخانم ۷۱ ساله، همسر یک بازنشسته متوفی است. میگوید:
«حقوق ماهانه که واریز میشود، هنوز نفس راحتی نکشیدهایم که باید سهم بیمه تکمیلی، اجارهبها، پول قبضها و اقساط جهیزیه دخترم را کنار بگذاریم. برای من که آسم خفیف و چربی خون دارم، درمان یک خرید دلخواه نیست که بشود حذفش کرد. ویزیت متخصص، آزمایش خون هر سه ماه یکبار و هزینه فیزیوتراپی آنقدر بالاست که ترجیح میدهم از نوبت دکتر بزنم، اما داروهای اصلیام قطع نشود. بدتر از همه این که گاهی خجالت میکشم نوههایم به خانه بیایند؛ چون توان پذیرایی میوه ساده را هم ندارم.»
ترک اجباری درمان؛ پیامد پنهان گرانی
یکی از متصدیان باسابقه داروخانه در نیریز، در گفتگویی تأیید میکند که رفتار دارویی سالمندان در ماههای اخیر دستخوش تغییر شده است:
«متأسفانه زیاد میبینیم که فرد مسن بعد از شنیدن قیمت فاکتور، دست نگه میدارد. میگوید: آقا این دو قلم را حذف کن، فقط همان قرص فشار را بده. این یعنی کاهش خودسرانه دوز یا قطع داروهای مکمل و غضروفساز به دلیل ناتوانی مالی. وقتی بازنشسته میبیند نصف حقوق یک ماههاش صرف چند قلم داروی خارجی یا حتی برندهای داخلی بدون پوشش کامل بیمه میشود، سلامت خود را فدای مخارج روزمره خانه میکند.»
علاوه بر این، در شهرستانهایی مانند نیریز، کمبود مقطعی برخی اقلام وارداتی یا کمیاب، بیماران را ناچار به سفرهای بینشهری میکند؛ هزینهای مضاعف شامل کرایه ماشین و رفتوآمد به مرکز استان که بر دوش لاغر بازنشستگان سنگینی میکند.
فراموشی سیاستگذاری برای جامعه سالمند
در حالی که بازنشستگان انتظار داشتند طبق قوانین تأمین اجتماعی و نظام سلامت، تمامی خدمات درمانی و دارویی آنان بدون پرداخت اضافه پوشش داده شود، بیمههای پایه سهم قابل توجهی از داروهای مکمل و تخصصی دوران کهنسالی را پوشش نمیدهند و بیمههای تکمیلی نیز همپای تورم درمان بالا نیامده است.
نزدیک ظهر است. خیابان اصلی شهر با تابش آفتاب خلوتتر میشود، اما حاجعلی هنوز روی نیمکت کنار جدول سیمانی حاشیه خیابان نشسته و پلاستیک داروها را وارسی میکند. بازنشستگانی، چون او دههها برای این آبوخاک کار کردهاند و امروز نه انتظاری فراتر از توان دارند و نه میلی به گلایه؛ تنها خواستهشان این است که در این شرایط سنی، از خرید یک بسته قرص ناتوان نباشند.