به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۱۰۳
print
send
کد خبر: ۵۳۳۵
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۷ - ۰۷:۳۲     -       2018 04 November
ماجراهای تبعه موجاز

تصمیم بَگرفته‌ام رَژیم بَگیرم و لاغر کونم. این را بی همَه مَی‌گویم. چَکار کونم؟ وقتی دخلم بی خرجم نَمی‌خورد و پولی نیست تا با آن نان خریدَه کونم، بهتر است بَگویم مَی‌خواهم لاغر کونم و رَژیم دارم. این طَوری هم کَلاسش بالاتر است و هم با سیلی گونه خود را سرخ نگه مَی‌دارم.


اما چَشمیتان روزی بد نبیند؛ همین که بی زولَیخا گفتَه کردم مَی‌خواهم رژیم بَگیرم، گفتَه کرد: لازم نکردَه. مَی‌خواهی رژیم بگیری که کوجایت را آب کونی؟ آخر تو تبعه موجاز لِتِر گوشت را چَه بی رژیم بَگرفتن؟ من باید رژیم بَگیرم که خوش هَیکل شوم و کمی بی اندام دَوران جیوانی برگردم.


نَظاره کردم بد هم نَمی‌گوید. این طَوری من مَی‌توانم بی جای زولَیخا لقمه‌های چهار منی بَگیرم و از آن طرف هم یَک زن خوش هَیکل نَثارم بَشود.


زولَیخا را روانَه مطب موشاور غذا خوردن بَکردم. اما وقتی برنامه غذایی را بی او داد، برق از سرم پریدَه کرد. بی جای سه وعدَه، باید شَش وعدَه غذا مَی‌خورد و در میان وعدَه‌هایش انواع و اقسام میوه‌ و سبزیجات گَران‌بها را مَی‌گونجاند. از آن طرف قورصهای خارجی گَرانبهایی برایش نوشتَه کرده بود که مبادا چند نخ تار مویش ریختَه کوند یا کمی روی پوست لطیفش اثر بد بَگوذارد.


گفتَه کردم: نَمی‌خواهد لاغر کونی. همین طَور برای من خوبی. برو همان لقمَه‌های چهار منی‌ات را گرفتَه کون.
نجیب

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها